شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
159
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
بين آنان مانند جبابره و ستمگرانى چون كسرى و قيصر رفتار كرديد . در اين شرايط دردناك ، ما خاندان پيغمبر آمديم تا معروف را در بين امت زنده گردانيم و از منكر و انحرافها نهى نماييم . ما آمدهايم تا اجتماع اسلامى را بر طبق قوانين و مقررات آسمانى كتاب و سنت دعوت كنيم . اين بود هدفهاى ما و اين ما هستيم كه براى انجام اين هدفها شايستهايم » . در اين سخنان كوبنده و قاطعى كه مسلم بن عقيل ( ع ) در برابر خونخوارترين و بىشرمترين استانداران يزيد ايراد فرمود ، درست همانند حسين بن على عليه السّلام از هدفهاى بزرگ و اسلامى آن حضرت سخن گفت و انحرافهاى شديد اجتماع را در موضوع حياتى و مهمّ حكومت يادآور گرديد و تمام بدبختيها ، انحرافها ، آلودگيها ، ستمها و بيدادگريها را در همان مسألهء حكومت خلاصه نمود . مسلم بن عقيل عليه السّلام در اين بيانات كوتاه كه در بدترين و دردناكترين لحظات زندگى خود آن را با شهامت و صراحت كافى ايراد نمود ، تمام فتنهها و فسادها و خونريزيهايى كه در ميان امت اسلامى انجام گرديده ، همه را از آنجا ناشى مىداند كه افراد ناشايسته و ناپاك اجتماع مانند معاويه و يزيد رهبرى جهان اسلام را در دست گرفتند و با زور و قدرت ، خود و حكومت خود را بر امت تحميل ساختند : « انما شق عصا المسلمين معاوية و ابنه يزيد » ، « و تأمرتم على الناس به غير رضى » . نائب خاص حسين عليه السّلام منطق كوبنده و قاطع خود را در برابر اشراف و بزرگان كوفه يعنى همان اشباه الرجال و لا رجال - كه در نزد پسر زياد گرد آمده بودند - آشكارا بيان كرد ؛ منطقى كه از فكر و اعتقاد امام ، حسين بن على عليه السّلام سر چشمه مىگرفت . مسلم بن عقيل در آن شرايط بسيار بد و نامساعد ، وظيفهء مقدس نيابت خود را به خوبى انجام داد . اين بيانات كوتاه و تكاندهندهاى كه آن روز در دار الاماره در برابر يك درنده و خونخوار ايراد گرديد ، همچنان براى هميشه به صورت يك سند زنده براى نشان دادن شخصيت فوق انسانى مسلم بن عقيل عليه السّلام در تاريخ جهان ثبت خواهد بود و عظمت روح آن حضرت و ايمان و درك صحيح وى را نسبت به هدف مقدس امام حسين عليه السّلام به خوبى نشان مىدهد . اين منطق آسمانى تا آنجا كوبنده و غير قابل انكار بود كه فرزند زياد ناچار در برابر آن به حربهء ناپاكان و سفلههاى اجتماع دست زد و نسبت به آن حضرت فحش و ناسزا گفت . ولى آن بزرگوار اين قسمت از گفتارهاى عبيد اللّه را هم بىپاسخ نگذاشت . زادهء زياد پس از آن كه